محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

341

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( متظاهرة أعلامه ) نشانه‌هاى فراوان بر دگرگونى دنيا و تغيير حالات آن وجود دارد و نمونه‌هاى زيادى از آن را در زندگى خود ديده‌ايم . ( فكأنّكم بالسّاعة تحدوكم حدو الزّاجر بشوله ) قيامت شما را به سوى خويش مىراند ؛ همانند شتربانى كه شترانش را به مقصد مىراند . پيش از اين عبارتى مشابه به همراه شرحش گذشت . « 1 » ( فمن شغل نفسه به غير نفسه تحيّر في الظّلمات و ارتبك في الهلكات و مدّت به شياطينه في طغيانه و زيّنت له سيّئ أعماله ) آدمى را به قيل و قال مردم چه كار ؟ چرا به ديگران مشغول باشيم و از خود غافل گرديم ؟ بايد نگهبان خويش بود و نفس خود را پاسبانى و محاسبه كرد تا شهوت‌ها و هوس‌ها برآن چيره نگردند و سرانجام گرفتار هلاكت نشويم . امام عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : « خوشا به حال كسى كه عيب‌هاى خودش او را از عيب‌هاى مردم بازدارد و خوشا به حال كسى كه به خانه خويش مشغول گردد و روزى خود را بخورد و طاعت خدا را كند و بر گناهان خويش بگريد و گرفتار حال خويش باشد و مردم از او آسوده باشند . » « 2 » هركس خواهان رستگارى است ، بايد از زياده‌روى در انتقاد بپرهيزد و همت خود را در پيگيرى عيب‌هاى مردم نگرداند . برخى از مردم ، گاه اگر عيبى از كسى نبينند ، ابتدا عيبى برايش مىتراشند و سپس او را براين عيب انتقاد مىكنند . ( فالجنّة غاية السّابقين ) بهشت سرنوشت همه كسانى است كه مسئوليت خود را در برابر خداوند ، وجدان و جامعه خويش به درستى شناخته و تكاليف خود را به بهترين وجه به انجام رسانند . ( و النّار غاية المفرّطين ) آتش ،

--> ( 1 ) . نك : شرح خطبه 22 . ( 2 ) . نهج البلاغه : خطبه 175 .